X
تبلیغات
یک شاخه شعر در اقلیم مهر - خاطرات دبستان
تاريخ : دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389 | | نویسنده : محمدرضا ابراهيم راده
 

روز و هفته معلم برهمه مشعلداران عشق مبارک باد.

تعدادي از دوستان شعرهاي زيبايي در بزرگداشت مقام معلم درخواست داشتند. اين شعر ساده و زبيا را به همه اين دوستان تقديم مي دارم.

در همين وبلاگ شعر ديگري با عنوان "مدرسه عشق" و "دراين کلاس کوچک" آمده است.

 

خاطرات دبستان

اولین روز دبستان بازگرد

کودکی ها، شاد و خندان باز گرد

باز گرد ای خاطرات کودکی

بر سوار اسب های چوبکی

خاطرات کودکی زیباترند

یادگاران کهن مانا ترند

درس های سال اول ساده بود

آب را بابا به سارا داده بود

درس پند آموز روباه و خروس

روبه مکار و دزد و چاپلوس

روز مهمانی کوکب خانم است

سفره پر از بوی نان گندم است

کاکلی گنجشککی باهوش بود

فیل نادانی برایش موش بود

با وجود سوز و سرمای شدید

ریز علی پیراهن از تن می درید

تا درون نیمکت جا می شدیم

ما پر از تصمیم کبری می شدیم

پاک کن هایی ز پاکی داشتیم

یک تراش سرخ لاکی داشتیم

کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت

دوشمان از حلقه هایش درد داشت

گرمی دستانمان از آه بود

برگ دفتر ها به رنگ کاه بود

مانده در گوشم صدایی چون تگرگ

خش خش جاروی بابا روی برگ

همکلاسی های من یادم کنید

باز هم در کوچه فریادم کنید

همکلاسی های درد و رنج و کار

بچه های جامه های وصله دار

بچه های دکه سیگار سرد

کودکان کوچک اما مرد مرد

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود

جمع بودن بود و تفریقی نبود

کاش می شد باز کوچک می شدیم

لا اقل یک روز کودک می شدیم

یاد آن آموزگار ساده پوش

یاد آن گچ ها که بودش روی دوش

ای معلم نام و هم یادت به خیر

یاد درس آب بابایت به خیر

ای دبستانی ترین احساس من

بازگرد این مشق ها را خط بزن

 



  • مشق شب
  • آی سی ام پورتال