این هم یک شهر از مهدی سهیلی به نام بهترین غزل

این شعر که یک نوع تفنن ادبی است از مجموعه( چه کنم ؟ دلم از سنگ که نیست) چاپ 1365 ص 53) انتخاب شده است.

به قول مرحوم سهیلی آین قطعه، شعر نیست، اصطلاحات بدیعی است که در فن شاعری به کار می رود ودر میان کارهای قدیمی تفنن جدیددی است.

برخی این نوع هنر نمایی ها را دوست دارند و من این قطعه شبیه شعر را به دوستدارانش تقدیم می کنم.\

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

تو شعری ، بهترین شعر جهانی

بمان خرم که شعر جاودانی

بر اندامت خدا لطف غزل داد

تو را این موهبت روز ازل داد

قد تو حد بالای کلام است

تبسم های تو شعری تمام است

دو ابرو مطلع حسن و جوانی

بیانت قاصد عطر معانی

لبت گلبرگ و دندان لولو تر

چه تشبیهی از اینها دلنشین تر؟!

رخت خورشید و چشمانت ستاره

چنین روشن ندیدم استعاره !

دو مصراع لبت ، جان مصور

که من بوسیدم و گفتی مکرر

به طعم بوسه ات عطر عسل بود

لبت در این میان بیت الغزل بود

تو را هر جا به هر هنگام دیدم
نگاهت را پر از ابهام دیدم

چو گیسو را فرو ریزی به شانه

برآید آفرین از هر کرانه

لب و چشم و دهانت دلپذیر است

کجا اینسان مراعات النظیر است؟

تو شهدی ، شکّری ، قندی ، نباتی

خداوندا چه تنسیق الصفاتی؟

فصاحت ها، تو را زیر زبان است

همین خود مایه حسن بیانست

مصور کن به شکل بوسه لب را

نشان ده معنی حسن طلب را

تعالی الله تو را حسن تمام است

به هر عضوت که بینم انسجام است