نمايه عملكرد انجمن

به نام خداوند جان وخرد

نمايه عملكرد انجمن علمي‌آموزشي معلمان زبان وادبيات فارسي

شوراي اجرايي انجمن علمي آموزشي 

 معلمان زبان وادبيات فارسي استان قم

دي ماه 1384

به نام يگانه پروردگار هستي بخش

با درود فروان بر همكاران ارجمند واعضاي محترم انجمن، نمايه اي از عملكرد انجمن در دو سال گذشته، تقديم حضورتان مي گردد. اميد است با همكاري روز افزون اعضاي محترم، شاهد گسترش فعاليت هاي انجمن در آينده باشيم.

پاينده باشيد.

 الف) گردهمايي هاي علمي آموزشي و همايش ها :

1- برگزاري همايش ادبي بزرگداشت حكيم ابوالقاسم فردوسي با حضور دكتر علي اشرف صادقي زبان شناس و نويسنده معاصر وعضو پيوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسي جمهوري اسلامي ايران و شركت حدود 500  نفر از معلمان و دبيران ادبيات فارسي استان و ميهمانان و مسئولان محترم .

ادامه نوشته

اهل هنر

اي اهل هنر ! چشم و چراغ دل ماييد

اين گونه خموشانه در اندوه ، چراييد ؟

أي نغمه گران ! بر لبتان شور غزل كو ؟

چون بلبل سر مست به هر گل بسرايد

در بزم طرب ، گاه ((سه گاهي )) بنوازيد

حود (( جامه داران )) از چه پي ((شور ))و ((نواييد))؟

بر رشته ي هر تار ، دو صد نغمه بريزيد

اندوه مجوييدو به شادي بگراييد

گلبانگ طرب از رگ هر چنگ بر آريد

غم ها ي كهن را زدل ما بزداييد

سازي ، غزلي ، ولوله يي، بانگ نشاطي

آنگونه خموشيد كه گويي به عزاييد

يك قول هماهنگ زصد ساز بر آريد

تا جامعه داند كه هنر مند ، شماييد

أي چامه سرايان ! به درودي ، به سرودي

بر قصر دلاويز غزل در بگشاييد

أي توده ي نقاش !دل افسرده مباشيد

اين گونه به دندان سر انگشت مخاييد

بر كاغذ بي رنگ ، دو صد رنگ بپاشيد

بر پيكر بيمار هنر ، جان بفزاييد

أي يار ((هنر پيشه ! )) بگو (نقش )) شماچيست ؟

از ((پرده ي)) غم بر زبر (( صحنه )) بر آييد

چون روز تماشا ست ، زبازي مگريزيد

از پرده بر آييد كه خود را بنماييد

حيف است هنر در كف هر بي هنر افتد

دردانه گهر از دهن سگ بر باييد

أي پاكدان ! رنج هنر مند مخواهيد

بر جاي هنر ، بي هنران را مستاييد

در بزم خدايان غزل ، عود بسويد

بر فرق عروسان هنر ، قند بساييد

أي بار بدان !چنگ نشاط آورتان كو ؟

أي خيل هنر مند !زخلوت بدر آييد

چون زهره بر آييد و به ما نور بتابيد

أي اهل هنر !چشم و چراغ دل ماييد .



[1] مهدي سهيلي سرود قرن و عقاب

افسر سلطان گل

 

افسر سلطان گل پیدا از طرف چمن

 

مقدمش یارب گرامی باد بر سرو وسمن

 

درود بر محمد مصطفی برگزیده پاک خدا.

 

درود بر او که همه خوبی ها ونیکی ها به او ختم می شود.

 

درود بر رحمت عالمیان وصفوت آدمیان.

 

بلغ العلی بکماله کشف الدجی بجماله

 

حسنت جمیع خصاله صلو علیه وآله

 

میلاد سرور آدمیان و مایه سرور جهانیان تهنیت وشادباش باد.

 

 آنچه می خوانید غزلی از عباس براتی پور - شاعر معاصر با

 

حال و هوای این میلاد شکوهمند است .

 

بهار آمد و شد برقرار ، دولت گل


شکوفه سر زد و شد آشکار ، صولت گل

وزید بوی خوش آشنا زکوی بهار ؛


دمید سبزه به صحرا به شوق رویت گل



کنار باغچه عطر نجیب بابونه


دهد بشارت نوروزی و بشارت گل

گذشت دور خزان و گذشت موسم دی ؛


امیر کشور دل برفراشت رایت گل



نوای بانگ خوش بلبل و قناری ها


فکنده شور به عالم به پاس حرمت گل

 

خوش است طرف گلستان و باغ و دشت و دمن


بیاد دوست نشینیم ، پای صحبت گل

رسید موکب فرخنده بهار از راه ؛


دهید مژده که از ره رسید حضرت گل

به یمن  مقدم  پاکیزه  بهار رویم


به میهمانی آلاله ها ، ضیافت گل



نشان مهر و وفا و محبت و پاکی است


نشانه ای است ز لطف خدا ، لطافت گل



سپاس آنکه به حکمت کشید نقش بدیع


سپاس آنکه زخاک آفرید صورت گل

 

 افزون تر میلاد رییس مذهب شیعه حضرت امام جعفرصادق علیه

السلام بر پیروان راستینش مبارک باد.

درس ما امروز ....

درس ما امروز درس فعل مجهول است

فعل مجهول چيست مي داني ؟  نسبت فعل به ما مفعول است .

در دهانم زبان چو آويزي  -    در تهي گاه  زنگ مي لرزد و

صورت ناساز آن چنان كه مگر ،   شيشه بر روي سنگ مي لرزد .

ساعتي دادِ آن سخن دادم   -     حق گفتار را ادا كردم

تا از اعجاز خود شوم آگاه    -    ژاله را زان ميان ،  صدا كردم

ژاله از درس من چه فهميدي ؟        زه جوابم بده ،  كجا بودي ؟

رفته بودي به عالم هپروت  -   خنده دختران و غرش من

ريخت بر فرق ژاله چون باران

ليك او بود غرق حيرت خويش    -  غافل از استاد و از ياران

ادامه نوشته

تقـديـم تو باد

درودی به طروات گل هاي بهاري.

 

شادباشيد و شادكام. تندرست باشيدوبهروز.

 

               سرسـبزترين بهـار تقـــديم توباد        آواي خوش هزار تقــديم تو باد

 

           گويندكه لحظه‏اي است روييدن عشق        آن لحظه هزاربار تقـديـم تو باد

 

نقاش عاشق!

به(( او)) كه پنهان است از بس پيداست .

به بال تو بر ابر ها پر كشيدم

به شوق تو بر آسمان ها پر يدم

به ((ياد )) تو بودم به ((اشكم ))نشاندي

به ((كشتي)) نشستم ،به ((دريا ))رسيدم

به بويي كه در عطر گل ها نهاني

به گلزار رفتم ، به جنگل خزيدم

نه مدهوش گل ، عاشق باغبان است

من اين داستان را زبلبل شنيدم

به چشم غزالان مگر در تو بينم

به شوق تماشا به صحرا دويدم

به دنبال خوبان به عشق تو رفتم

كه جان تو بر پرده ي جان كشيدم

تو را اي نهان مانده ي آشكارا

نه گويم كه ديدم ، نه گويم نديدم !