طعم شیرین صلوات
طعم شیرین صلوات
يك روز كه پيغمبر/ در گرمي تابستان
همراه علي مي رفت / در سايه نخلستان
دیدند که زنبوری/ از لانهی خود زد پر
آهسته فرود آمد / بر دامن پیغمبر
بوسید عبایش را / دور حرمش پر زد
بر خاک کف پایش / صد بوسه دیگرزد
پیغمبراز او پرسید / آهسته بگو جانم
طعم عسلت از چیست / هر چند که می دانم
زنبور جوابش داد / تا نام تو را گویم
گل می کند از نامت / صد غنچه به کندویم
تا نام تو را هر شب / چون گل به بغل دارم
هر صبح که برخیزم / در سینه عسل دارم
از قند و شکر بهتر/ بهتر ز نبات است این
طعم عسل از من نیست / طعم صلوات است این
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آبان ۱۳۸۶ ساعت توسط محمدرضا ابراهيم راده
|